سفارش تبلیغ
صبا ویژن

دولت اسلامی جدی تر وارد جبهه اطلاع رسانی شود

پنج شنبه 86 مرداد 11 ساعت 3:39 عصر
قرار بود یه مطلب دیگه بنویسم ولی نمی دونم چرا ترجیح دادم این نوشته رو بنویسم شاید به خاطر حرف های رئیس جمهور بود که دیشب از تلویزیون پخش می شد . اقای احمدی نژاد اشاره داشتند که دولت وقت خود را صرف پاسخگویی به مخالفان نمی کند راستش واقعا این وضعیت روابط عمومی دولت نگران کننده است و باید یه فکری به حالش بشه .
من از شهر خودم میگم ازبندر انزلی ، شهر به این کوچیکی جایی شده برای انواع و اقسام باندها و گروها تا نظر خودشونو به مردم دیکته کنن و چیزی که از همه ناراحت کننده تره اینه که یکی از مساجد شهر ما تبدیل شده به مکانی برای این اقایان اصلاح طلب که معمولا بعد از اقامه ی نماز،نمازگزاران که اکثرا از نیت متولیان مسجد خبر ندارند پای صحبت اونها می شینند و با هم در مورد موضوعات روز اطلاعات رد و بدل می کنند و این اقایان اصلاح طلب زحمت می کشند و اطلاعات غلط به مردم می دهند این اقایان به هیچ کس رحم نمی کنند حتی به ولایت فقیه هم توهین می کنند .
جوانان در این مسجد دور هم جمع می شوند و اس ام اس ها و شعارهایی بر ضد دولت می سازند و خودشان هم انها را پخش می کنند موضوعی که این جا مطرح است دیدم افرادی را که قبلا جزء حامیان نظام جمهوری اسلامی و دولت بودند اما با چند مرتبه نماز خواندن در این مسجد 180 درجه تغییر موضع دادند و کارشان به جایی رسیده که ولایت فقیه را زیر سوال می برند!!!
خوب می دونم که در مقابل این شرایط ما هم وظایفمون سنگین تر میشه ، ما و بقیه ی افراد دلسوز تمام سعی خودمونو می کنیم ولی به نظرم این کافی نیست و دولت اسلامی  باید جدی تر وارد جبهه اطلاع رسانی شود .

نوشته شده توسط : اسما

نظرات دیگران [ نظر]


پلیس خود باشیم !

یکشنبه 86 مرداد 7 ساعت 9:39 عصر

سلام
چند روزی از شروع دور دوم طرح امنیت اجتماعی می گذره در مورد این طرح که هیچ شکی توش نیست حالا هر چه قدر براش جنجال به پا کنند که این کار اشتباه بوده باز هم در اصل قضیه تغییری ایجاد نمی شه همون طور که رهبر انقلاب در دیدار با مدیران اجرایی کشور فرمودند"اجرای این طرح بسیار مهم است و باید بدون توجه به جنجال ها به تکلیف عمل شود" .
ماه پیش بود که گزارشی از تلویزیون پخش میشد که در اون از نیروی انتظامی انتقاد شده بود که چرا به این موتورسوارهایی که کلاه نمی گذارند تذکر داده نمیشه و بعضی از این ها از دید پلیس مخفی می مونن !
مادرم اون لحظه گفت : بنده های خدا این پلیس ها چقدر وظیفه شون زیاده، راستی تا حالا فکر کردید به وظایف متعدد نیروی انتظامی ؟ اگه به وظایف قبلیش این طرح امنیت اجتماعی رو اضافه کنید که خودش کلی زیر مجموعه داره و بخوایم تک تک  مصداق هاشوحساب کنیم که به همه ی اونها باید رسیدگی بشه مثلا مدل موهایی که از سوی گروهای منحرف مانند شیطان پرستان به صورت نماد مطرح است تازه متوجه میشیم که کار نیروی انتظامی چقدر سخته .
سردار احمدی مقدم در مصاحبه ی اخیرش گفته در اجرای این طرح تمام هماهنگی های لازم بین دستگاه های مختلف از جمله قوه قضائیه و نیروی انتظامی انجام گرفته و ما با قاطعیت کار خود را انجام میدهیم .
در یک مصاحبه می دیدم که یکی از همون خانم هایی که تذکر گرفته بود میگفت : رفتار پلیس با من خیلی خوب بود چیزی که منو ناراحت کرد این بود که چرا من باید طوری لباس بپوشم که بهم تذکر داده بشه
             


واقعا چرا ؟! خب حالا که همه ی دستگاه ها با هم هماهنگ شدن تا این طرح به ثمر بشینه پس چرا ما به پلیس کمک نکنیم ؟

نیروی انتظامی شعاری داره که میگه پلیس خود باشیم !

پی نوشت : یک شیوه ی لطیف برای مبارزه با بدحجابی از ابوالفضل زرویی نصرابادی


نوشته شده توسط : اسما

نظرات دیگران [ نظر]


روزهای اعتکاف

جمعه 86 مرداد 5 ساعت 12:31 عصر

سلام هر دو این دخترها را دیده بودم گفتم به بهانه ی روزهای اعتکاف این مطلب رو براتون بنویسم .
روایت اول: یک سال قبل که رفته بود زیارت خانه ی خدا همان جا با خودش عهد کرد که سال بعدش را برود اعتکاف ، با خودش و خدا خلوت کنه .
یک سال که بزرگتر شد ساکش رو بست تا بره ولی بهش اجازه ندادن قسمتش نشد،نتونست بره ولی دلش پیش معتکفین بود خیلی غصه خورد یک روز کامل را گریه کرد . روزهای اعتکاف حالش گرفته بود . 
                          
           

روایت دوم : صورتش زیر اون همه ارایش غلیظ اصلا شناخته نمی شد کلی تغییر کرده بود خب ظاهرش رو خودتون مجسم کنید ایستاده بود کنار خیابان چند دقیقه بعد یک ماشین جلوی پایش نگه داشت پسر جوانی پشت فرمان نشسته بود . دختر با تردید به اطرافش نگاه کرد و بالاخره سوار شد فقط دیدم که ماشینشان از کنار مسجد گذشت . روزهای اعتکاف بود .


نوشته شده توسط : اسما

نظرات دیگران [ نظر]


تلویزیون و تغییرات

چهارشنبه 86 تیر 27 ساعت 10:42 عصر
سلام معمولا چون تو تابستون اعضای خانواده وقت بیشتری رو با تلویزیون می گذرونند بهتر دیدم این دفعه پستم رو اختصاص بدم به نقد برنامه های تلویزیون .
سریال : بعد از دیدن سریال ها بیشتر به چی فکر می کنید ؟ مثلا همین چهارشنبه ها سریال ما چند نفر محور اصلی فیلم اینه که این دختر خانم نقش اول فیلم متعلق به کیه به افراسیاب ؟ به سهراب ؟ یا مازیار ؟ حالا گوشه کنار فیلمم می تونید بفهمید که قرص روان گردان ،اعتیاد تزریقی ، و پدر مادرهای بی خیال هم بد هستن و نباید این طوری باشن عملا هیچ راه حلی ارائه نمی شه . این وسط دلم برای دخترها می سوزه که هیچ دغدغه ای ندارن جز شوهر کردن !!!
ولادت یا شهادت : زیاد فرقی نمی کنه در هر دو حال اول از همه نام ان معصوم بالای شبکه ها نوشته می شه بعد هم با چند تا سخنرانی و مداحی سرو ته قضیه هم میاد . در بعضی موارد فقط به همون اسم گوشه شبکه اکتفا می شه .
موسیقی تصویر یا همون کلیپ : ترانه ها که مضمونشون اکثرا عاشقانه است . پیشنهاد می کنم اگر وقت نمی کنید به دامان طبیعت برید حتما تصویرهای کلیپ های تلویزیون را ببینید البته زیاد نگاه نکنید چون بعد از یه مدت طبیعت براتون یک نواخت میشه و دیگه دوستش نخواهید داشت .
برنامه های ترکیبی : مخلوطی از اموزش انواع و اقسام هنرها ، مصاحبه با ورزشکاران و هنرمندان یا ادم های موفق . در این نوع برنامه مجریان محترم معمولا یکی از خانم ها و یکی اقایان انتخاب می شوند در صورتی هم که این طور نشد همان یک مجری جای هر دو نفر رو باید پر کنه مثل فرزاد حسنی مجری برنامه کوله پشتی 4 !!! در حالی که اقاست چهره اش کاملا زنانه است !!!
شبکه هایی برای دیگران : شبکه قران ، شبکه خبر ، شبکه اموزش شنیدم که دو تا شبکه ی اولی پخش جهانی میشه حتی خودم وقتی رفتم مکه اونجا شبکه خبر پخش می شد این در حالیه که فقط مراکز استان ها دارای این شبکه ها هستند و شهرستانی ها با وجود تهاجم فرهنگی گسترده از شبکه های داخلی هم محروم هستند .
خب این دفعه خیلی طولانی شد ولی باز هم همه ی حرفها گفته نشد این پست یه نقد بود باید محاسنم می گفتم ولی ... راستی من خیلی برام جالبه بدونم نتیجه اون همه نشستی که گروههای مختلف با اقای ضرغامی داشتند چی شد ؟ یعنی شاید تغییرات اتفاق افتاده من متوجه نشدم شایدم من خیلی دلم خوشه شایدم همش یک کار تبلیغاتی بوده . ای بابا همش شد شاید،فعلا یا حق .

نوشته شده توسط : اسما

نظرات دیگران [ نظر]


ازادی از دیروز تا امروز

دوشنبه 86 تیر 18 ساعت 11:30 عصر
وقتی حرف از ازادی میشه بعضی ها فریادشون تا اسمون هفتم می رسه که ای بابا کو ازادی ؟! اصلا تو این کشور که ازادی نیست !!  تعریفشون از کلمه ی ازادی هم شنیدنیه که حتما خودتون در جریانید . چند روز قبل داشتم روزنامه می خوندم در مورد سانسور در دوران دیکتاتوری رضاخان نوشته بود، سانسور انقدر شدید بوده که از مقالات رسیده بود به کلمات یعنی تک تک کلمات رو سانسور می کردن مثلا در یکی از موردها استفاده از کلمه کارگر قدغن شده بود باید به جای کارگر می نوشتن عمله بعد این مصرع شعر" تیر نگاهت بر قلبم کارگر افتاد " تبدیل شد به" تیرنگاهت بر قلبم عمله افتاد " 
تازه این فقط در مورد اسارت کلمه هاست بگذریم از اسارت فکرها و ادم ها اگه به اون ها اشاره کنیم مطلب طولانی میشه. داشتم فکر می کردم اگه کلمات رو از من که وبلاگ نویسم بگیرن چی می شه ؟! عادت به نتیجه گیری ندارم فقط اگه می خواستم عکسی برای این مطلب بگذارم
این عکس رو انتخاب می کردم .
یا حق

نوشته شده توسط : اسما

نظرات دیگران [ نظر]


<      1   2   3   4      

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

بسم الله
[عناوین آرشیوشده]